سعت قدرت خدا چگونه یک موجود بی نهایت می تواند چیزی را از هیچ چیز بدست آورد؟ آرون جوزف هاکت | فلسفه | 0 5 / 04 /20

دا صحبت می کند ، همه چیز اتفاق می افتد

 

بیشتر ما داستان پیدایش را می شناسیم. اینکه خداوند همه چیز را در شش روز و در روز هفتم خلق کرد ، استراحت کرد. آیا تا به حال از خود پرسیده اید که خدا کیست؟ او چقدر قدرت دارد و چگونه می توان جهان را خلق کرد؟ خدا موجودی است که تنها برای خودش بی نظیر است. هیچ نیروی بیرونی دیگری در ایجاد جهان به او کمک نکرد. بنابراین ، خداوند تنها خالق جهان شناخته شده است. بگذارید فصل اول پیدایش را تجزیه کنیم.

 

پیدایش 1: 1-5 “در ابتدا خداوند آسمانها و زمین را آفرید. زمین بدون شکل و باطل بود و تاریکی بر چهره اعماق قرار داشت. و روح خدا روی صورت آبها حرکت می کرد. و خدا گفت ، “بگذارید نور باشد”. و نور بود. و خدا دید که نور خوب است. و خداوند نور را از تاریکی جدا کرد. خدا روز را نور و تاریکی را شب نامید. و یک عصر بود و یک روز صبح ، یک روز وجود دارد . “

وجود یک موجود “طبیعی” کاشته شده است. در اعماق عقل انسانی ما ، می دانیم که چیزی در آنجاست. ما نمی دانیم که خدا از نظر اندازه چقدر “بزرگ” است و کسی چهره خدا را ندیده است که از او توصیف کند. ما فقط یک بار به بهشت ​​خواهیم رسید و از او در Beatific Vision لذت می بریم. حالا ممکن است کسی به شما بگوید ، “اگر من خدا را نبینم ، او وجود ندارد”. فقط به این دلیل که نمی توانم DNA خودم را با چشم غیر مسلح خود ببینم ، این واقعیت را از بین نمی برد ، که من یک نوع خاص از DNA دارم که به موجود آفریده شده من اختصاص داده شده است. ما می توانیم خدا را به معنای متافیزیکی درک کنیم. سنت توماس آکویناس در Summa Theologica خود چنین می گوید: “رسول می گوید:” چیزهای نامرئی او به وضوح دیده می شوند ، و با چیزهایی که ساخته می شوند درک می شوند “(رومیان 1:20). اما این امر نمی تواند مگر آن باشد که وجود خدا از طریق چیزهایی که ساخته می شود نشان داده شود. برای اولین چیزی که باید از هر چیزی بدانیم این است که آیا وجود دارد یا خیر.

 

من پاسخ می دهم که ، تظاهرات می تواند از دو طریق انجام شود: یکی از راه علت است و “پیشینی” خوانده می شود ، و این استدلال از آنچه مطلقاً قبل است ، استدلال می شود. دیگری از طریق اثر است ، و تظاهرات “a posteriori” خوانده می شود. این استدلال به این است که از آنچه که فقط نسبتاً برای ما وجود دارد استدلال کنیم. هنگامی که یک اثر بهتر از علت آن برای ما شناخته شده است ، از تأثیر ما به شناخت علت می پردازیم. و از هر تأثیر ، می توان وجود علت مناسب آن را نشان داد ، تا زمانی که اثرات آن برای ما بهتر شناخته شود. زیرا از آنجا که هر اثر به علت آن بستگی دارد ، اگر اثر وجود داشته باشد ، علت باید از قبل وجود داشته باشد. از این رو ، وجود خدا ، تا آنجا که برای ما آشکار نیست ، می تواند از آثار او که برای ما شناخته شده است ، اثبات شود .[1] خدا برای من موجودی است ، آنقدر خالص که دلیل ذهنی من نتواند او را تصور کند ، اما حضور او در همه جا پیرامون ماست. او همچنین ذات خالص است. ما جوهر را به عنوان یک ماده تعریف می کنیم. این بدان معنی است که خدا ، یک نوع است ، بی نظیر است ، نمی توان آن را تکرار کرد. این در مقایسه با جسم و روح من یکسان نیست ، زیرا هر دو شکل بسیار متمایز از وجود هستند ، اما در عین حال آنها در اتحاد با یکدیگر کار می کنند تا من ، من باشند. روح من در اتحاد با بدن جسمی من کار می کند ، زیرا به معنای جسمی به عملکرد من قدرت می دهد و بدون روح من ، ماده جسمی بدن من هیچ حرکتی نخواهد داشت و این فقط پوسته خالی از یک بافت ارگانیک خواهد بود. روح من به من این توانایی را می دهد که در زندگی روزمره بتوانم در اطراف خود حرکت کنم ، بخورم و عملکرد کنم. خدا به یک بدن برای کار کردن نیاز ندارد ، اما با سخنان او ، جهان می تواند وجود داشته باشد. فقط می توان تصور کرد که ذهن خدا چقدر گسترده است. به عنوان مثال به خورشید فکر کنید. براساس تحقیقات آقای ران کورتوس ، ما می دانیم که خورشید “از حدود 70٪ هیدروژن ، 28٪ هلیوم و 2٪ از فلزات مانند آهن تشکیل شده است. ویژگی های دیگر چرخش ، دما و تابش آن است. “ [2] ما همچنین می دانیم که خورشید در هسته مرکزی آن 15600،000 درجه سانتیگراد است. خوب ، اگر علم بتواند فرمول ریاضی خاصی را برای توضیح عملکرد خورشید اثبات کند ، پس هیچ خدایی نباید باشد. من ادعا می کنم که حتی اگر بتوانیم بفهمیم که قطر خورشید قطر خورشید چیست یا قطر خورشید با زمین چقدر است ، این فکر را نمی کند که چرا شکل خورشید به این صورت ایجاد شده است؟ این است ، یا چرا ما به خورشید احتیاج داریم تا گیاهان رشد کنند ، گرمای انسان را فراهم می کنند. خورشید فقط از جاهای دیگر سرشار نبود. من استدلال می كنم كه اگر خورشید از جاهای دیگر بیرون می آمد ، پس چرا به عنوان یک پرنده بیرون نمی آید ، چرا داغ است یا چگونه می دانم كه به یقین می دانم كه این برای من مهم است ؟

 

صرف شیفتگی زمین با داشتن تمام منابعی که امروز به آن وابسته ایم نیز یک “تصادف” نیست. خدا آب را جدا کرد و آسمان و اقیانوس را ساخت. چگونه یک موجود می تواند جدایی جسمی ایجاد کند و آسمان و اقیانوس را بسازد؟ اخترشناسان دریافته اند که جهان عمدتاً هیدروژن و هلیوم بوده است ( یون هلیوم هیدید ( HeH +)[3] ، این مولکول منبع انرژی جهان بود. براساس سرعت این مولکول در حال حرکت ، آیا با خارج کردن اکسیژن می توانست مولکول آب را از هم جدا کند؟ H2O کوچکترین مولکول ها است. بنابراین ، شما ممکن است تصور کنید که مایع سنگین چقدر است ، با گاز مقایسه کنید . از آنجا که ما نمی توانیم بخار را ببینیم ، آیا این به راحتی می تواند توضیح دهد که چگونه به طور طبیعی انجام شد؟ آیا این همان انرژی بود که بهشت ​​را از اقیانوس جدا کرد؟   دیوید هیوم ، فیلسوف می گوید: “من به عنوان یک فیلسوف ، اگر با یک مخاطب کاملاً فلسفی صحبت می کردم ، باید بگویم که باید خودم را به عنوان یک agnostic توصیف کنم ، زیرا فکر نمی کنم که یک استدلال قطعی وجود داشته باشد که با آن اثبات شود که آنجا وجود دارد. خدا نیست.

 

از طرف دیگر ، اگر می خواهم تصور درست را به مرد عادی در خیابان منتقل كنم ، فکر می کنم باید بگویم که من ملحد هستم ، زیرا وقتی می گویم که نمی توانم اثبات کنم که خدایی وجود ندارد ، باید به همان اندازه اضافه کنید که من نمی توانم ثابت کنم که خدایان هومر وجود ندارند. ” این به من بگویید که چیزی برای فقط در اطراف شناور در خارج وجود دارد و فقط چیزهایی اتفاق می افتد، ساخته و پرداخته تخیل من است تنها. علم به تازگی توضیح داده است که چگونه این واقعه رخ داده است و ثابت می کند که ما به خدا نیازی نداریم تا آسمان و اقیانوس را بسازد و زمینهای خشک ظاهر شود. همه چیز به سرعت اتفاق افتاد و احساس جهانی در نظم مربوط به خود جای گرفت . به دلیل کمبود دلیل کافی ، هیچ مدرکی مبنی بر اینکه خداوند یا هر شخص دیگری در این رویداد در تاریخ جهان نقش داشته است ، وجود ندارد.

من می دیوید هیوم رد و می گویند که حتی این رویداد فیزیکی راه آن رخ داده است، و ما نمی بینیم، به این معنا نیست که خدا بود وجود ندارد به رخ اد . فقط پرتاب در اطراف “نظریه ی بیگ بنگ ” این یک دلیل برای این رویداد فیزیکی را به جای هم نیست به اندازه کافی . چه عواملی باعث شده است که این حتی حتی شروع شود؟ چیزی فقط باید این کار را به حرکت درآورد. در دو بدن از آب به در خود را از هم جدا می کند، در تحمل کنم آن دو پای خود. سنت توماس آکویناس پاسخ خود را در مورد این سوال از علت خارجی که همیشه فعال است به اشتراک می گذارد . ” اولین و بارزترین روش ، استدلال از حرکت است. این امر برای حواس ما مسلم و آشکار است که در جهان برخی از موارد در حال حرکت هستند. اکنون هر آنچه در حال حرکت است توسط شخص دیگری به حرکت در می آید ، زیرا هیچ چیز نمی تواند حرکت کند ، مگر اینکه در توان باشد به آنچه که حرکت می کند ، باشد. در حالی که یک چیز به همان اندازه که در عمل است حرکت می کند. زیرا حرکت چیزی نیست جز کاهش چیزی از پتانسیل به واقعیت. اما هیچ چیز را از پتانسیل به واقعیت نمی توان کاهش داد ، مگر با چیزی که در وضعیت واقعیت باشد. بنابراین آنچه که در واقع گرم است ، به عنوان آتش ، چوب را که به طور بالقوه داغ است ، داغ می کند و در نتیجه آن را جابجا می کند و تغییر می دهد. اکنون ممکن نیست که یک چیز یکباره در واقعیت و پتانسیل از یک نظر باشد ، اما فقط از جنبه های مختلف. زیرا آنچه که در واقع گرم است ، نمی تواند همزمان داغ باشد. اما به طور همزمان بالقوه سرد است. بنابراین غیرممکن است که از یک نظر و به همان شیوه یک چیز هم حرکت کند و هم حرکت کند ، یعنی خود حرکت کند. بنابراین ، هر چه در حرکت است باید توسط شخص دیگری در حرکت باشد. اگر آن چیزی که با آن حرکت می شود خود را به حرکت درآورد ، پس این نیز باید توسط شخص دیگری حرکت کند ، و دوباره توسط شخص دیگری. اما این نمی تواند تا بی نهایت ادامه یابد ، زیرا در این صورت نخستین حرکت وجود نخواهد داشت ، و به تبع آن ، هیچ متحرک دیگری؛ با دیدن اینکه حرکت بعدی بعد از حرکت توسط اولین حرکت کننده حرکت می کند. کارکنان فقط به دلیل حرکت با دست حرکت می کنند. بنابراین ، لازم است که به یک حرکت اولیه برسید ، و هیچ کس دیگری در آن حرکت نکند. و این همه می دانند که خدا هستند. “ [4]

 

چه نیروهای دیگری جهان را ساخته اند؟ آیا یک موجود عالی دیگر وجود داشت که در کنار خدا مانند یک برادر دوقلو کار کند یا می تواند ترکیبی از وقایع طبیعی و ماوراء طبیعی باشد که جهان شناخته شده را همانطور که ما می شناسیم ایجاد کرد؟ به طور دقیق تر ، بیگ بنگ همچنین می تواند به تولد خود جهان قابل مشاهده اشاره کند – لحظه ای که چیزی تغییر کرد و شروع به وقایع پیش روی امروز کرد. جورج لماگر ، فیزیکدان معاصر بلژیک ، از داده های ادوین هابل استفاده کرد تا نحوه گسترش جهان را توضیح دهد. [5] از سیاه چاله گرفته تا راه شیری ، جهان ما تنها یکی از بسیاری است و دانشمندان هنوز در جستجوی ژرفای کهکشان ما به سایر کهکشانهایی هستند که ممکن است وجود داشته باشد. این گازهای داغ که تمام این الکترون ها ، پروتون ها و اتم ها را تشکیل می دهند ، زمین ، سیاره ، هوا ، آب و غیره را تشکیل می دهند ، این تئوری تکامل را پشتوانه می دهد که چیزی از جایی به نظر نمی رسد و این حوادث کنترل نشده وجود شناخته شده ما را ایجاد می کند. این اتم ایجاد بهترین گونه های میزبان (انسان، گیاهان، ستاره، فضا) و همه چیز را فقط به فرم را به محل آغاز شده است. بنابراین ، اگر به چیزی اعتقاد داشتید ، پس این واقعیت به معنای اثبات اینکه خداوند به کمک نیاز دارد یا این واقعه ناشناخته خدا خواهد بود ، تلقی می شود. از آنجا که این رویداد متافیزیکی “موجود” دیگری محسوب می شود ، آیا این باعث می شود خداوند در قدرتهای خلاقانه خود محدود شود؟ دومین اثبات وجود خدا را می توان از Summa Theologiae گرفت (پریما پارس Q.3): “راه دوم از ماهیت علت مؤثر است. در دنیای حس ما می توانیم نظمی از دلایل کارآمد داشته باشیم. هیچ موردی شناخته نشده است (در واقع ، ممکن نیست) که در آن چیزی به اثبات برسد که خود کارآمد باشد. زیرا این امر مقدم بر خود خواهد بود ، که غیرممکن است. اکنون در دلایل کارآمد امکان پذیر نیست تا به بی نهایت بروید ، زیرا در کلیه علل کارآمد که به ترتیب مرتب می شوند ، اولین علت علت میانی است و واسطه علت اصلی آن است ، خواه علت واسطه چند باشد یا فقط یکی در حال حاضر برای از بین بردن علت این است که اثر را از بین ببریم. بنابراین ، اگر علت اصلی در بین علل کارآمد وجود نداشته باشد ، هیچ دلیل نهایی و یا واسطه ای وجود نخواهد داشت. اما اگر در دلایل کارآمد امکان پذیر باشد تا به نامحدود بروید ، اولین دلیل کارآمد وجود نخواهد داشت ، نه اثر نهایی وجود خواهد داشت و نه دلایل کارآمد واسطه ای. همه اینها کاملاً نادرست است. بنابراین لازم است که نخستین دلیل مؤثر را بپذیریم ، که همه نام خدا را به آن می دهند. “

به نظر می رسد این نظریه حامی ایمانوئل کانت ، فیلسوف آلمانی است ، زیرا “ما ممکن است هرگز از واقعیت خود آگاه نباشیم” . از آنجا که انسان در همان ابتدای ایجاد زمان و مکان حضور نداشت ، این نظریه انتزاعی دکتر لمیتر امری قابل قبول است زیرا این چیزها بر زندگی ما در روز تأثیر می گذارد. ما به خورشید نیاز داریم تا گرم شود ، مواد غذایی را رشد دهد ، با گرفتن دی اکسید کربن از محیط و در نتیجه استفاده از نور خورشید برای به دست آوردن انرژی خود به گیاه کمک کند ( فتوسنتز ) [6] . ما فناوری هایی را برای مهار انرژی خورشید ایجاد کرده ایم و قادر به ایجاد برق یعنی پنل های خورشیدی هستیم. این تجربیات حس توسط ما احساس می شود ، و به این ترتیب اطلاعات ما اطلاعاتی را که به توانایی های استدلال ما وارد می شود پردازش می کند. برای خود من ، این پایه و اساس محكمی را برای من ایجاد نمی كند كه نیرویی دیگر با خدا برای ایجاد جهان شناخته شده در حال عمل است. من الاغ ERT تی کلاه به منظور درک این “تئوری” درست باشد، سپس آن را یک ضعف از خدا در کتاب مقدس نشان می دهد. این بدان معنی است که او قادر مطلق نیست ، او داناست و همه مقدم است. این امر همچنین انكار می كند كه هرگونه مطالعه متافیزیك بی فایده است ، زیرا از آنجا كه مبتنی بر “واقعیت های محكم و علمی” نیست ، جستجوی حقیقت باید براساس تفسیر استدلال ذهنی ما باشد. ماهیت وجود خدا عمل به نیروهایی است که او قبلاً در حرکت خود قرار داده است. از آنجا که حرکت از هیچ چیز نیست ، باید چیزی را به حرکت درآورد تا همه چیز حرکت کند. “قانون اول نیوتن تصریح می کند که هر شیء در حالت مستقر یا در حرکت یکنواخت باقی می ماند ، مگر اینکه مجبور شود وضعیت خود را با عمل یک نیروی خارجی تغییر دهد.” اگر هیچ باد به حرکت آب وجود دارد، می توانید اقیانوس جریان تولید در آن را؟ اگر چیزی که براساس آن عمل کند وجود ندارد. پس از اصل دلیل کافی ، فر. کلارک سی جی در کتاب خود “یک و بسیاری” صص. 20 توضیح می دهد که: “هر موجودی که شروع به وجود می کند ، علت می خواهد” .  وجود ما به این دلیلی است که خداوند ما را آفریده است تا در عشق او سهیم شویم و از چیزهایی که در نظم خلق شده خود لذت می بریم. موجودی خالص ،


[1] Summa Theologiae: وجود خدا (پریما پارس ، س 2)

[2] https://www.school-for-champions.com/astronomy/sun.htm#.XrAoC6hKiUk

[3] https://skyandtelescope.org/astronomy-news/astronomers-find-universes-first-molecule/

[4] Summa Theologiae: وجود خدا (پریما پارس ، س 3)

https://www.livescience.com/65700-big-bang-theory.html

[5]

[6] https://sciencing.com/why-do-plants-need-sun-4572051.html

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: